گُردان عشق

خرید بک لینک

من و تو یک گردان بودیم

"گردان عشق"

قلب هامان بر کف بود

و به ستون می رفتیم

پروای تیر و ترکش مان نبود

از خمپاره نمی هراسیدیم

و در معابر و مواصل می خزیدم

فقط ما بودیم و فتح فتوحات

لیک در یک روز گرمِ سرد

که بارانی از غرور می بارید

دشمن حمله کرد

تو در سنگرِ کمین اسیر شدی

و من اسیر دیار تنهایی

اسیر تردیدهای تیره

و میله های عادت این جزیره

اینجا بی تو

باران تنهاترم می کند

برف که می آید

کفن پیچ می شود قلبم

آخر چرا گردان رفت و نفر برگشت

راز (قسمت اول)...

ما را در سایت راز (قسمت اول) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 16:59

صفحه بندی