میلادت فرخنده

خرید بک لینک

تیز دشنه بر دست

به مسلخمان کشاندند

و در لحظه های سخت فرساینده

به ضیافت مرگ دعوتمان کردند

توفان خشم و انتقامشان

درخت تناورمان را شکست

لیک ریشه هایمان استوار و پابرجاست

دوباره سبز خواهیم شد

من بر زلال شانه هایت بوسه خواهم زد

و به سکوتِ تلخِ عبوس خواهم گفت

" صدا با سکوت آشتی نمی کند"

ما صداییم... رنگیم... رقصیم ... نوریم

من در بارش نور بارها و بارها رقصیده ام

من عشق را از نیازم آموخته ام

و به تاریکی و سکوت خواهم گفت

" عشق مان تا ابدیت جاری است"

میلادت فرخنده نیاز همیشه من

راز (قسمت اول)...

ما را در سایت راز (قسمت اول) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:04

صفحه بندی